سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ در باور شیعه، انتظار ظهور، یک حالت انفعالی و بیاثر نیست، بلکه پویاترین و مسئولیتآمیزترین حال یک مؤمن است. منتظر حقیقی کسی است که با عبور از گناه و با گذشتن از دنیا و حتی از جان خود، خودش را برای یاری آن حضرت آماده کند. در این میان، شهدا بالاترین نمونه این منتظران راستین هستند؛ شهید مهدی زین الدین میگفت: «فقط کسانی میتوانند منتظر امام زمان (عج) باشند که منتظر شهادت باشند.»
و شهید آوینی چه زیبا میگفت: «الا إنهم انصار المهدی (عج)؛ آگاه باشید اینان یاران وفادار مهدی (عج) هستند و تا پرچم انقلاب را تقدیم ساحت اقدس او نکردهاند روی از جهاد بر نخواهند تافت.» و سید و سالار این شهیدان مهدی شناس در عصر ما، همان سید جمکرانی امام زمان و نایب مهدی (عج)، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای بود که شهادت او کامل کننده افتخارات این منتظر حقیقی امام زمان و نتیجه دعای مقبول حضرت درباره ایشان بود.
در نگاه شیعه، منتظر واقعی باید صبر و امید را درکنار هم داشته باشد. امامرضا (ع) میفرمایند: «چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا (شعیب) را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چراکه گشایش بعد از ناامیدی فرامیرسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند.» جالب اینجاست که این صبر را بهعنوان «نشانه امید واقعی» معرفی کردهاند.
یعنی اگر کسی واقعا به طلوع خورشید ولایت امید دارد، باید از هر چیزی که سایه تاریکی روی این امید میاندازد، دست بکشد؛ درست مثل کسی که برای دیدن صبح روشن، باید از تاریکی شب عبور کند. پس منتظر حقیقی، اهل چشمدوزی به گذشته نیست؛ او پیوسته درحال سبککردن بار خود برای حرکت بهسوی نور است. نباید توقع داشته باشیم که ظهور یکدفعه و بدون مقدمه رخ دهد، بلکه دارد کمکم زمینههایش فراهم میشود و وظیفه ما این است که خودمان را به این حرکت تدریجی برسانیم.
در نگاه شیعه، منتظر واقعی باید صبر و امید را درکنار هم داشته باشد. امامرضا (ع) میفرمایند: «چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا (شعیب) را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چراکه گشایش بعد از ناامیدی فرامیرسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند.»
جالب اینجاست که این صبر را بهعنوان «نشانه امید واقعی» معرفی کردهاند. یعنی اگر کسی واقعا به طلوع خورشید ولایت امید دارد، باید از هر چیزی که سایه تاریکی روی این امید میاندازد، دست بکشد؛ درست مثل کسی که برای دیدن صبح روشن، باید از تاریکی شب عبور کند. پس منتظر حقیقی، اهل چشمدوزی به گذشته نیست؛ او پیوسته درحال سبککردن بار خود برای حرکت بهسوی نور است.
برای درک جایگاه امروز، بهتر است به حرکت خورشید نگاه کنیم. خورشید یکباره غروب نمیکند؛ اول کمکم گرمایش کم میشود، بعد قرصش پشت ابرها یا کوه، پنهان میشود و در آخر، نورش کاملا از بین میرود. غیبت حضرت حجت (عج) نیز دقیقا همین الگو را داشته است؛ اول، حضرت از دیدار رودررو با مردم کنار رفتند و یک پرده بین آنها فاصله افتاد.
بعد، در دورهای کوتاهتر، خود امام غایب شدند، اما نورشان از طریق چهار نایب خاص به مردم میرسید. بعد از چند سال، آن چهار نفر هم از دنیا رفتند و دوره غیبت کامل شروع شد؛ درست مثل وقتی که شفق غروب محو میشود و شب تاریک فرامیرسد. اما حالا در شرایط دیگری هستیم؛ همانطور که صبح با یک پرتو ضعیف، شروع و کمکم همهجا روشن میشود، امروز هم با نشانههای آمادگی و بیداری، یکی پس از دیگری در حال پدیدار شدن است.
به همین خاطر به تعبیر حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری، «ما در بینالطلوعین هستیم.» یعنی بین اولین نور صبح و اوج روشنایی روز. نباید توقع داشته باشیم که ظهور یکدفعه و بدون مقدمه رخ دهد، بلکه دارد کمکم زمینههایش فراهم میشود و وظیفه ما این است که خودمان را به این حرکت تدریجی برسانیم.
خیلیها فکر میکنند منتظر بودن یعنی فقط غصه بخوریم و بنشینیم تا امام بیاید. اما در فرهنگ اهلبیت (ع)، انتظار یک حالت پویا و فعال است. امام شهید آیتاللهالعظمی خامنهای در اینباره فرمودند: «انتظار فرج یعنی همه سختیها قابل برداشته شدن و برطرف شدن است.
نه اینکه بنشینید، انتظار بکشید؛ [بلکه]دل شما گوشبهزنگ باشد. همینطور که در قضیه حضرت موسی به مادرش گفته شد: اِنّا رادُّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین؛ این بچه را به تو برمیگردانیم و او را هم از مرسلین قرار میدهیم و نجاتتان خواهد داد؛ این، بنیاسرائیل را مستحکم کرد. بنیاسرائیل در مصر فرعونی، سالهای متمادی، مقاومت کردند؛ البته بعد خراب شدند، اما سالها مقاومت کردند.
همین مقاومت بود که موسی را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد؛ این، انتظار فرج است.» یعنی کسی که واقعا به آمدن حضرت حجت (عج) امید دارد، باید خودش را برای یاری ایشان آماده کند. این آمادگی، فقط به دعا خواندن نیست، بلکه به رفتار، اخلاق و حتی سبک زندگی ما برمیگردد. اگر امروز از «تمدن نوین اسلامی» حرف زده میشود، یعنی قرار است جامعهای بسازیم که شایسته حضور آن خورشید بزرگ باشد.
در این مسیر، هر کار خوبی که انجام میدهیم، هر قدمی که برای عدالت برمیداریم و هر تلاشی که برای علم و اخلاق میکنیم، درواقع همان پرتوهای نور صبح هستند که فضا را برای طلوع کامل، آمادهتر میکنند، پس اگر امروز در «بینالطلوعین» هستیم، یعنی زمان کار و تلاش است، نه زمان ناامیدی و کنارهگیری. منتظر واقعی، نه اهل بیتفاوتی است نه اهل شتابزدگی؛ او دقیقا میداند که در چه مرحلهای قرار دارد و وظیفهاش را در همین مرحله انجام میدهد.
اگر شهدا پیشتازان این راه بودند، وظیفه ما که امروز زندهایم، ادامه دادن همان مسیر با همت و انگیزه بیشتر است. امروز بیش از هر زمان دیگری، به کارهای بزرگ و ماندگار نیاز داریم. ساختن یک تمدن اسلامی نوین، یعنی تلاش در همه زمینهها؛ از علم و فناوری گرفته تا اخلاق و عدالت.
رهبر شهید انقلاب میفرمایند: «وقتی بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد -یک چنین دورانی قرار است باشد- ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده عدل کنیم، آماده پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را بهوجود میآورد.»
این کار بزرگی است که بهیکباره انجام نمیشود، اما هرکدام از ما میتوانیم در آن سهمی داشته باشیم؛ یکی با درس خواندن، یکی با کار درست، یکی با کمک به دیگران و یکی با پاک نگهداشتن دل خود. همه این کارها، مثل همان پرتوهای اولیه صبح هستند که کمکم فضا را برای آمدن خورشید آماده میکنند.
یاد شهدا، انرژیبخش این حرکت است؛ چون به ما میگوید که ارزش یک عمر زندگی، به یک لحظه ایثار هم میارزد.
ما نباید اجازه دهیم که این مسیر نورانی، با تنبلی، ناامیدی یا غفلت، کند شود. باید از شهدا بیاموزیم که «امید»، فقط یک حس دلخوشکننده نیست؛ یک اراده جمعی است برای ساختن فردایی که وعدهاش داده شده است، پس بیایید هرکدام در جایگاه خود، یک پرتو از آن نور بزرگ باشیم و زمینه طلوع کامل را هرچه بیشتر فراهم کنیم.